چگونه شخصیتی پرنفوذ و قابل اعتماد داشته باشیم؟

چگونه شخصیت پرنفوذ و قابل اعتماد داشته باشیم؟

ایجاد شخصیت پرنفوذ و قابل اعتماد  به همراه پوشش و ویژگی‌های ظاهری   اهمیت بسیاری دارد.

تمام کارآفرین‌ها و مدیران ارشد شرکت‌هایی که به عنوان برند در دنیا فعالیت دارند،

از نظر کارکنان و حتی رقیبان خود دارای شخصیتی با پرستیژ و قابل اعتماد هستند.

داشتن نفوذ و پرستیژ برای نمایندگانی که در جلسات مذاکره حضور دارند نیز بسیار مهم و  حیاتی است.

داشتن چنین ویژگی نیازمند توجه به یک سری رفتارهایی است که شاید در نگاه اول مهم به نظر نرسد،

اما در نهایت این رفتارها  می‌تواند شخصیتی پرنفوذ و قابل اعتماد را به همراه داشته باشد.

برای اینکه بتوانیم در محیط کار و حتی زندگی شخصی خود قابل اعتماد و پرنفوذ باشیم

لازم است برخی ویژگی‌ها را از چهارچوب رفتاری خود حذف و رفتارهایی جدید را جایگزین کنیم.

برخی از این موارد در نگاه اول بسیار ساده و ابتدایی به نظر می‌رسند

ولی رعایت آن‌ها می‌تواند شخصیتی پرنفوذ و قابل اعتماد را برای ما به همراه داشته باشد.

 

 عوامل مخرب برای ایجاد اعتماد و نفوذ

  • منفی گرایی

ذهن انسان به گونه‌ای ساخته شده است که کلاً نظر منفی به وقایع و اتفاق‌های پیرامونی دارد.

به عنوان مثال اگر یکی از عزیزان ما به‌طور ناگهانی در زمان همیشگی به منزل برنگردد

و یا در مدت زمان نسبتاً طولانی از یکی از عزیزان خود خبری دریافت نکنیم چه گزینه‌هایی در ذهن به وجود می‌آید؟

آیا فکر می‌کنیم که با دوستان خود اوقات خوبی را سپری می‌کند و کلاً در حال خوش گذرانی است؟

خیر، ذهن دائماً به این گزینه‌ها می‌رسد که نکند تصادف کرده و یا در کدام بیمارستان و یا کلانتری باید دنبالش بگردم!

این منفی نگری در زمان‌های ابتدایی عصر بشریت بسیار به بقا و حفظ نسل بشر کمک کرده است.

 

چگونه شخصیتی پرنفوذ و قابل اعتماد داشته باشیم؟

 

از طرفی دیگر ذهن به محرک‌های منفی واکنش بیشتری نشان می‌دهد.

این مورد را می‌توان در اخبار و سایت‌های خبری به راحتی مشاهده کرد.

چراکه خبرهای منفی و ناراحت کننده بیشترین بازدید و استقبال را دارند.

این منفی نگری باعث می‌شود که ما را به سمت شکایت و غر زدن هدایت کند.

این روزها که کشور در شرایط مطلوب اقتصادی به سر نمی‌برد

تنها چیزی که از گوشه و کنار به ما می‌رسد خبرهای منفی، شکایت از اوضاع اقتصادی و غر زدن به این و اون است.

غر زدن و شکایت از هر اتفاق و داستانی که پیش می‌آید کاری نیست که افراد پرنفوذ و قابل اعتماد انجام دهند.

این افراد شرایط را آن‌گونه هست مشاهده و برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند

یعنی از شکایت و غر زدن پرهیز کرده و می‌گویند:

« بله این شرایط هست و من با توجه به این شرایط چه کاری باید انجام دهم؟»

 

  • بهانه تراشی

بهانه تراشی و در رفتن از زیر باز مسئولیت کار افراد پرنفوذ و قابل اعتماد نیست.

این افراد با روحیه قوی و محکم، تمام مسئولیت‌هایی که بر عهده‌شان است را به خوبی انجام می‌دهند

اگر هم اشتباهی در کارشان باشد ( البته هست چون همه انسان هستیم و هیچ کسی کامل نیست) آن می‌پذیرند و درصدد جبران آن بر می‌آیند

اگر نتوانیم ۱۰۰ درصد مسئولیت کارهایمان را بر عهده بگیریم نباید انتظار داشته باشیم که فردی قابل اعتماد در نزد دیگران باشیم.

احتمالاً در اطراف ما افرادی هستند که همیشه تقصیرها را گردن دیگران می‌اندازند و دائماً به دنبال مقصر هستند

آیا به چنین فردی می‌توان اعتماد کرد؟ کمی محکم می‌توان گفت که پاسخ خیر است.

 

  • قضاوت کردن

قضاوت کردن از جمله صفاتی است که بسیار در مورد آن صحبت شده و در هر جلسه و کلاسی به زیان‌های اون پرداخته می‌شود

فقط در همین حد اشاره کنم که افراد پرنفوذ از قضاوت کردن و برچسب زدن بر روی دیگران پرهیز می‌کنند

و به انسان‌ها آن‌طور که هستند توجه دارند.

 

چگونه شخصیتی پرنفوذ و قابل اعتماد داشته باشیم؟

 

قضاوت در جلسه مذاکره و همین‌طور در محل کار باعث گمراهی و عدم دستیابی به نتیجه مطلوب می‌شود.

 

  • اغراق و داستان‌گویی بی مورد

تعریف کردن داستان‌های بی مورد، ارائه توضیحات زیاد، اغراق کردن در انجام کارها و وظایف کارهایی نیست که یک فرد پرنفوذ و دارای پرستیژ انجام دهد.

افرادی که داستان‌گویی بیش از حد دارند و در توصیف‌های خود اغراق می‌کنند

شاید به‌عنوان افراد باحال و سرگرم کننده شناخته شوند

ولی بیشتر حرف‌هایشان قابل اعتماد نخواهد بود.

در این قسمت قصد نداریم که بگوییم داستان‌گویی نداشته باشید و برای کارهای خود توضیح ندهید

ولی اگر در هر چیزی زیاده روی شود قطعاً از ارزش و اعتبار آن کم خواهد شد.

اغراق کردن و توضیحات زیاد نهایتاً ما را به سمت بیان مطالبی هدایت می‌کند که واقعیت ندارد و دروغ است.

برای داشتن شخصیتی پرنفوذ و قابل اعتماد نباید خود را به سمتی ببریم که منجر به بیان دروغ شود.

 

  • غیبت کردن

غیبت کردن کار انسان‌های ضعیف هست

افراد پرنفوذ و دارای پرستیژ هیچ‌وقت در غیاب فردی از وی صحبت نمی‌کنند

و حرف‌های خود را رودررو و در حضور آن فرد بیان می‌کنند.

 

چگونه شخصیتی پرنفوذ و قابل اعتماد داشته باشیم؟

 

غیبت کردن هم جزو صفاتی است که زیاد در موردش صحبت شده ولی توجه به این نکته ضروری است که

فردی که از دیگران به شما حرف می‌زند حتماً از شما هم به دیگران می‌گوید و چنین فردی قابل اعتماد نیست.

 

  • تعصب بی مورد

افراد پرنفوذ و قابل‌اعتماد می‌دانند که پای فشاری بر روی مواضع خود، کاری را از پیش نمی‌برد.

این افراد در طرز نگاه و رفتار خود از انعطاف‌پذیری خاصی برخوردار هستند

چراکه هم به خواسته‌های خود توجه دارند و هم خواسته‌های طرف مقابل.

هرکسی بر مبنی ادراک خود عمل می‌کند و افرادی که بانفوذ و قابل‌اعتماد هستند اول تلاش می‌کنند از ادراک دیگران مطلع شوند.

این افراد سعی می‌کنند به جای اصرار بی‌مورد به راه‌حل بی اندیشند و در مسائل مختلف از خود انعطاف نشان می‌دهند.

 

عوامل مخرب برای ایجاد اعتماد و نفوذ

در بالا صفاتی را بیان کردیم که افراد بانفوذ و قابل‌اعتماد انجام نمی‌دهند.

 

اما امروزه روانشناسان و متخصصان عادت‌های فردی و سازمانی، معتقد هستند

برای اینکه عاداتی در ما شکل بگیرید، تنها حذف برخی رفتارها موثر نیست

و باید حتما جایگزین های مناسبی برای آنها داشت، تا بتوان آن رفتار را در خود نهادینه و به عادات رفتاری ثابت تبدیل کرد.

در ادامه به برخی رفتارهایی که می‌تواند به ما کمک کند تا فردی قابل اعتماد و دارای شخصیت پرنفوذی باشیم، می‌پردازیم.

 

  • صادق باشیم

آیا می‌توان به کسی که به اصطلاح یک روده راست در شکم خود ندارد اعتماد کرد؟

صداقت داشتن به ما کمک می‌کند که دیگران روی حرف ما حساب کنند.

و از قدیم هم گفتند که حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

تمام این اصطلاح‌ها و ضرب‌المثل‌ها نشان دهنده اهمیت راست‌گویی و صداقت داشتن است.

 

چگونه شخصیتی پرنفوذ و قابل اعتماد داشته باشیم؟

 

در مورد صداقت می‌توان بسیار صحبت کرد و مطلب نوشت،

ولی این روزها صداقت داشتن در حرف، ساده اما در عمل کاری بسیار سخت است.

 

  • رک و راست باشیم

منظور از رک و راستی، ضد حال و برخورد تند نیست.

رک و راستی به این معنی که در تعاملات روزانه، خودمان باشیم و نقش بازی نکنیم.

احساسات خود را بیان کنیم و اگر از رفتار فردی ناراحت شدیم با او مطرح کنیم.

انباشته کردن اتفاق‌های کوچک باعث انباشته شدن کدورت و ناراحتی بیشتر، در درونمان می‌شود

و به همین دلیل بدون اینکه متوجه باشیم، احساس منفی را از خود منعکس و نشان می‌دهیم.

در رک و راست بودن نیاز به موقعیت شناسی هم هست.

چراکه بسته به شرایط شاید لازم باشد میزان بروز احساسات را کنترل کرد.

اما آنچه اهمیت دارد این است که حتماً مواردی که شما را ناراحت می‌کند به آرامی و دوستانه بیان شود.

روراستی بیشتر مساوی است با اعتماد بیشتر.

 

  • دیگران را ببخشیم

فردی که می‌خواهد پرنفوذ و دارای مقامی بالا نزد دیگران باشد،

باید بتواند کدورت و کینه را از درون خود پاک کند.

منظور از پاک کردن، فراموش کردن آن نیست. بلکه باید این خاطرات را در ذهن داشت و درس آن را گرفت،

( به این صورت که از خود بپرسیم؛

چه کاری باید انجام شود تا این اتفاق و فرصت مشابه، برای سوء استفاده احتمالی ایجاد نشود؟ )

ولی کینه ناراحتی را نباید با خود حمل کرد.

 

چگونه شخصیتی پرنفوذ و قابل اعتماد داشته باشیم؟

 

داشتن کینه و ناراحتی از دیگران مانند بارهای اضافی است که نمی‌گذارد ما به قله‌های مورد نظر خود برسیم.

در این مسیر هر چه سبک‌تر باشید، مسیر را سریع‌تر و راحت‌تر طی خواهید کرد.

 

  • دیگران را بی‌دلیل دوست داشته باشیم

برخی ممکن است خوبی کنند و چشم به جبران خوبی خود داشته باشند.

ولی برای ساختن اعتماد و نفوذ در دیگران نباید به امید جبران، به دیگران خوبی کرد.

دوست داشتن و منتقل کردن این حس، اگر بدون دلیل و بی چشم‌داشت صورت گیرد

قطعاً کمک می‌کند تا دیگران به سمت ما هدایت شوند.

حتی از افرادی که با شما به خوبی رفتار نمی‌کنند و منتقد سرسخت شما هستند هم به خوبی یاد کنید

و از ادبیات مثبت استفاده کنید. و از تخریب و ادبیات بد برای رقبای خود پرهیز کنید.

برای همه آرزوها و خواسته‌های خوب داشته باشید.

 

چگونه شخصیتی پرنفوذ و قابل اعتماد داشته باشیم؟

 

  • به گفته‌های خود عمل کنیم

تلاش برای بی‌عیب بودن کار بیهوده‌ای است.

چون انسانی نیست که وقتی به گذشته خود نگاه کند، خود را بی‌عیب و نقص ببیند.

برای اینکه شخصیتی پرنفوذ و قابل‌اعتماد داشته باشیم لازم نیست که بی‌عیب باشیم.

ولی می‌توانیم حداقل به حرف‌ها  و گفته‌های خود عمل کنیم.

داشتن مسئولیت‌پذیری و انجام کارهایی که باید انجام شود می‌تواند از ما شخصیتی قابل‌اعتماد و پرنفوذ بسازد.

 

اگر شما چنین فردی هستید و یا با این افراد برخورد داشته اید، لطفا برخی از صفاتی که به نظر شما مهم است، ولی به آن اشاره نشده را در بخش نظرها با ما به اشتراک بگذارید.

 

 

شخصیت شناسی در مذاکره

شخصیت شناسی به روش MBTI – قسمت دوم

در مقاله پیشین در مورد اهمیت شناخت مخاطب در مذاکره صحبت شد

و یکی از روش‌های روانشناسی که می تواند ما را در شناخت مخاطب کمک کند معرفی گردید.

یکی از راه‌های شناخت مخاطب استفاده از روش MBTI است.

این روش ابتدا توسط یونگ مطرح شد و سپس توسط یک مادر و دختر آمریکایی تکمیل شد.

بر اساس روش MBTI هر انسانی دارای چهار بعد و شانزده تیپ شخصیتی است. که هر کدام را توضیح خواهیم داد.

در این مقاله قصد داریم تا دو بعد دیگر، از چهار بعد MBTI را با شما در میان بگذاریم.

 

سوال سوم نحوه تصمیم گیری به چه صورتی است؟

بر اساس روش MBTI هر انسانی به دو روش فکری و احساسی برای زندگی کاری و شخصی خود تصمیم گیری می کند.

  • فکری

این دسته از افراد معمولا تحلیل های غیر شخصی دارند و به طور کلی ایراد گیر هستند و به دنبال مشکلات می گردند.

معیار آنها عقل و رهیافت های منطقی است. و همه را بر اساس منطق و استانداردهای خودشان می سنجند.

معمولا دیگران در توصیف آنها از واژه های سختگیر، بی احساس، بی رحم و خشن استفاده می کنند.

به طور کلی شاید خود را رک گو ( بی تعارف) و بیان کننده حقایق می دانند.

 

شخصیت شناسی به روش MBTI

 

  • احساسی

احساسی ها نقطه مقابل فکری هستند به این صورت که توجه آنها به این است که تصمیماتشان چه تاثیری بر روی دیگران خواهد داشت.

به همدلی و همدردی بیشتر اهمیت می دهند و معمولا شروع کننده جروبحث و  مشاجره نیستند.

آنها هم برای خود قوانینی دارند ولی به این نکته هم توجه دارند که همیشه استثنا وجود دارد.

در صحبت کردن با دیگران به ادب و احترام بیشتر از بیان واقعیت ها اهمیت می دهند

و تمایل خاصی در راضی کردن و راضی نگه داشتن دیگران دارند.

 

سوال چهارم سبک زندگی ما به چه صورتی است؟

برای فهمید اینکه سبک زندگی ما چگونه است، ویژگی های دو سبک منظم و منعطف را با هم مرور می کنیم.

  • منظم

حتما دیدید افرادی را که همه چیز آنها دارای نظم و ترتیب خاصی است.

برخی از این افراد را حتی در نگاه اول نیز می توان شناسایی کرد.

نحوه لباس پوشیدن، رفتار و حرکات ، برنامه های روزانه و … همه و همه دارای چهار چوب و نظم خاصی قرار دارد.

این افراد پایبند به قوانین شخصی و اجتماعی هستند. و اولویت آنها کار است و سپس به تفریح می پردازند.

دائم در حال برنامه ریزی هستند و حتی برای کارهای کوچک روزانه خود نیز برنامه ریزی می کنند.

کارها را به صورت اولویت بندی شده انجام می دهند برای همین تا کاری تمام نشده به سراغ کار بعدی نمی روند.

نگاه آنها به زمان هم به صورت بسته های چند دقیقه ای است.

 

  • منعطف

این افراد برعکس منظم ها چهار چوب خاصی را برای خود ترسیم نمی کنند.

چراکه هر گونه چهارچوب آزادی عمل آنها را می گیرد و اذیت شان می کند.

برای مسائل و کارهای خود سریع تصمیم گیری نمی کنند و تا جایی که بتوانند تصمیمات مهم را به تعویق می اندازند

برای همین هم موضوعات باز زیادی را در ذهن دارند.

اول تفریح می کنند سپس به کار های خود می پردازند. و معمولا برای وقت ارزش زیادی قائل نیستند.

این افراد خود را با شرایط جدید وفق می دهند و برای اتفاقات از قبل برنامه ای ندارند.

با دریافت اطلاعات جدید اهداف و مسیر خود را عوض می کنند.

 

با هر یک از این ویژگی هایی که در MBTI مطرح شده است آشنا شدیم

و با توجه به  ویژگی هایی که ذکر شد می توان خصوصیات و خلقیات طرف مقابل را شناسایی کرد.

چند نکته وجود دارد که باید به آنها توجه داشت.

هر فردی از چهار سوال مطرح شده یکی از ویژگی ها را دارد

به عنوان مثال در سوال اول که مربوط به دریافت انرژی است، هر فردی یا درون گراست و یا برون گرا.

برای تطبیق ترجیح ها باید توجه داشته باشید که هریک از انسانها در یک طیفی از این ویژگی ها قرار دارند

و میزان درون گرایی یک نفر می تواند کم و یا زیاد باشد.

به عبارت دیگر اگر درون گرایی و برون گرایی را دو کفه ترازو در نظر بگیریم

یکی از آنها سنگین تر است و حالت تعادل ندارد.

 

 

شخصیت شناسی در مذاکره

شخصیت شناسی در مذاکره – جادوی مذاکره قسمت اول

 

شخصیت شناسی در مذاکره مهمترین ابزار مذاکره کننده حرفه ای است.

در این مقاله سعی داریم تا شما را به این ابزار قدرتمند مجهز کنیم.

 

هر انسانی به روش خاص خود فکر و عمل می کند.

برای اینکه بتوانیم سریع‌تر در مذاکره به نتیجه برسیم نیاز داریم تا انسان‌ها را به درستی بشناسیم

و بدانیم که طرف مقابل ما چه نوع ویژگی خلقی و رفتاری را  دارد.

در این صورت است که می توان به راحتی با وی ارتباط برقرار کرد و خواسته‌ها و نیازهای او را فهمید.

روش‌های مختلفی در روانشناسی برای پی بردن به این مطلب وجود دارد

تا بتوان به ویژگی شخصیتی و خلقیات طرف مقابل پی برد.

 

شخصیت شناسی با روش MBTI

یکی از راه‌های شناخت مخاطب استفاده از روش MBTI است. این روش ابتدا توسط یونگ مطرح شد

و سپس توسط یک مادر و دختر آمریکایی تکمیل شد.

بر اساس روش MBTI هر انسانی دارای چهار بعد و شانزده تیپ شخصیتی است.

که هر کدام را توضیح خواهیم داد. هر کدام از چهار بعد را می توان با چهار سؤال پیدا کرد.

اولین سؤال مربوط به نحوه دریافت انرژی است.

 

سؤال اول – فرد انرژی خود را چگونه دریافت می کند؟

انسان‌ها به دو روش انرژی از دست رفته خود را تأمین می کنند.

و بر این اساس به دو دسته درون‌گرایی و برونگرایی تقسیم می شوند.

شخصیت شناسی در مذاکره

 

  • درون‌گرایی

افرادی در این دسته قرار می گیرند که از بودن در تنهایی بیشتر لذت می برند

و معمولاً به جای مهمانی‌های شلوغ و تفریحات پر هیجان، ترجیح می دهند

در منزل به کتاب خواندن یا گوش کردن موسیقی مشغول باشند.

این دسته از افراد تعداد دوستان محدود ولی بسیار باکیفیتی دارند

و شاید تعداد دوستان آن‌ها به اندازه انگشتان یک دست نرسد اما با همان افراد بسیار صمیمی بوده و از بودن با آن‌ها لذت می برد.

افرادی که درون‌گرا هستند بیشتر فکر می کنند تا حرف بزنند و

اگر سؤالی از آن‌ها پرسیده شود ابتدا به خوبی فکر کرده و سپس پاسخ می دهند

از مورد توجه قرار گرفتن گریزان هستند و بیشتر گوش می کنند تا حرف بزنند.

در اینجا لازم است به یک نکته توجه شود که درون‌گرایی با خجالتی بودن بسیار متفاوت است

چراکه افراد خجالتی رفتاری را که از خود بروز می دهند بر خلاف میل و رضایت شخصی‌شان است

و بعد خود را به خاطر حرف نزدن یا انجام ندادن کاری سرزنش می کنند.

این در حالی است که افراد درون‌گرا از تنهایی لذت می برند

و ترجیح آن‌ها بر تنهایی و بیشتر گوش کردن و تعمق بر روی موضوعات مختلف است.

  • برون‌گرایی

افراد برون‌گرا انرژی خود را از بیرون، و در معاشرت با دیگران به دست می آورند.

و دوست دارند که مرکز توجه باشند و دیده شوند.

این افراد معمولاً کل سرسبد مجالس و محافل مختلف هستند.

دوستان بسیار زیادی دارند که شاید لیست شماره‌های آن‌ها از هزار نفر هم بیشتر باشد.

بیشتر حرف می زنند تا اینکه گوش کنند و اول عمل می کنند و بعد فکر می کنند.

برونگراها معمولاً بر یک موضوع توجه ندارند و چند کار را هم‌زمان رسیدگی می کنند برای همین خیلی درگیر جزئیات نیستند.

 

اگر بخواهیم در یک جمله تفاوت میان درون‌گرایی و برون‌گرایی اشاره داشته باشیم

می توان گفت که ترجیح درون‌گراها به تنها بودن و کسب انرژی از آرامش درونی خودشان است

در حالی که برون‌گراها انرژی خود را از اطرافیان و دوستان خود می گیرند و منبع بیرونی به آن‌ها انرژی می دهد.

 

سؤال دوم – اطلاعات را چگونه دریافت می گنیم؟

مبنی دریافت اطلاعات هر انسانی ممکن است متفاوت باشد.

بعضی از ما نگاهی کلی از اطلاعات و شواهد داریم و برخی دیگر به جزئیات توجه دارند.

بر این اساس انسان‌ها به دو دسته حسی و شهودی تقسیم می شوند.

  • حسی

این افراد اطلاعات را از طریق حواس ۵ گانه خود دریافت می کنند و توجه آن‌ها به جزئیات است.

دریافت اطلاعت این افراد به صورت گام به گام و قدم به قدم است

و زمانی که بخواهند مطلبی را بیان کنند هم به صورت گام به گام صحبت می کنند.

 

شخصیت شناسی در مذاکره

 

توجه این دسته از افراد به زمان حال است و بیشتر در الآن سیر می کنند و تجربه شخص خود را ملاک قرار می دهند.

آن‌ها واقع‌گرا هستند و به ایده‌هایی که قابلیت اجرایی داشته باشند علاقه و توجه نشان می دهند.

 

  • شهودی

آن‌ها از وقایع به صورت کلی و یک تصویر از بالا نگاه می کنند. نگاه آن‌ها به آینده است.

معمولاً از استعاره و تشبیه و … در صحبت‌های خود استفاده می کنند.

در یاد گیری مطالب جدید معمولاً فعال هستند ولی از مهارت‌های آموخته شده خود استفاده نمی کنند.

شخصیت شناسی در مذاکره

 

بر خلاف حسی‌ها ایده‌های مطرح شده را صرفاً به دلیل ایده و تازه بودن آن دوست دارند.

معمولاً به جزئیات دقت نمی کنند و توجه آن‌ها به غریزه خودشان است.

 

در نهایت تفاوت افراد حسی و شهودی بیشتر بر نگاه آن‌ها است به این صورت که حسی‌ها نگاهی جزئی دارند

و به جزئیات توجه می کنند در حالی که شهودی‌ها کل نگر هستند و به وقایع به صورت یک تصویر کلی نگاه می کنند.

 

در مقاله بعدی به دو بعد دیگر از چهار بعد MBTI پرداخته شده است.

 

 

ادراک در مذاکره

ادراک در مذاکره – تلاش برای یافتن حلقه‌ مفقوده در مذاکره

روزی مردی فقیر زنگ درب منزل یکی از ثروتمندان شهر را به صدا درآورد تا درازای خدمتی به آن‌ها کمی غذا دریافت کند.

صاحب‌خانه با دیدن وی به او گفت: «دو تا سطل رنگ در آن‌طرف هست، آن‌ها را بردار و ایوان ( porch ) را رنگ کن».

مرد فقیر با خوشحالی قبول کرد و به کار مشغول شد.

پس از گذشت ساعتی مجدداً به صاحب‌خانه مراجعه کرد و گفت:

« من آماده غذا خوردن ام، اگرچه ماشین شما پرش نبود ولی ماشین فراری شمارو با دقت بسیار رنگ کردم».

این داستان بیانگر اهمیت موضوعی را دارد که بسیار در زندگی روزمره ما اتفاق می‌افتدکه ناشی از عدم گوش کردن به‌طرف مقابل و درک صحیح از خواسته وی است.

اینکه بتوانیم ادراکی صحیح از طرف مقابل خود داشته باشیم موضوعی مهم است که می‌تواند مارا در دستیابی به موفقیت در بسیاری از مذاکرات راهنمایی کند.

در این نوشتار سعی خواهد شد تا اهمیت گوش کردن در جهت به دست آوردن ادراکی صحیح و راهکارهایی عملی برای دست‌یابی به آن ارائه شود.

 

گوش کردن یا شنیدن

در ابتدا باید تعریفی دقیق از گوش کردن را به دست آورد و تفاوت آن را با شنیدن فهمید.

ما از دوران کودکی خود تا به امروز اصوات مختلفی را شنیده‌ایم

که شامل صدای تلویزیون، صدای پرندگان، صدای جوی آب، صدای دعوای همسایه و مواردی دیگر

اما بیشتر اوقات این اصوات دارای مفهوم خاصی برای ما نیست و تنها به‌عنوان صدا در ذهن ما نقش می‌بندد

ولی زمانی صداهایی در ذهن ما نقش بسته و مارا به تجزیه  و تحلیل وامی‌دارد

مانند زمانی که مشغول دیدن فیلم هستیم و یا اخبار را دنبال می‌کنیم و یا زمانی که به موسیقی موردعلاقه خود گوش می‌کنیم.

در این موقع است که گوش کردن ما همراه با فعالیت ذهنی در جهت تجزیه و تحلیل آن است.

همان‌طور که در داستان ابتدایی مشخص شد اگر مرد فقیر به صحبت‌های صاحب‌خانه گوش می‌کرد به جای ایوان ماشین وی را رنگ نمی‌کرد.

با صحیح گوش کردن می‌توان به ادراک بهتری از گفته‌های طرف مقابل دست یافت

چراکه در بسیاری از موارد سوء تفاهم‌ها و عدم دستیابی به یک توافق خوب ناشی از عدم درک متقابل و گوش نکردن صحیح است.

 

گوش کردن همراه با فعالیت ذهنی در جهت تجزیه و تحلیل آن است.

 

از آنجایی که  اختلاف در ادراک ناشی از سه عامل اطلاعات، ارزش‌گذاری و خواسته‌های ما است،

از طریق گوش دادن صحیح می‌توان بسیاری از مشکلات به ظاهر لاینحل را پشت سر گذاشت.

به این معنا که شنیده‌های ما نباید بر اساس اطلاعات ذهنی ما دچار تغییر و تحول شود و یا باارزش‌های ذهنی ما مقایسه شود.

گاهی مبنی عملکرد و تصمیم‌گیری ما به جهت منطبق نبودن واقعیات با خواسته‌های ما شکل می‌گیرد

که می‌تواند تأثیر بسیار منفی در مذاکرات و گفتگوهای دوجانبه ما داشته باشد.

در این صورت است که عملکرد ما به ادراک ذهنی ما محدود  می‌شود و گزینه‌های ذهنی ما در شرایط حساس محدود به اطلاعات و ارزش‌ها و خواسته‌های ما خواهد بود .

این در حالی است که با کنار گذاشتن این عوامل محدودکننده می‌توان به راه‌حل‌های بی‌شماری در مواقعی دست‌یافت که به نظر دو طرف به بن‌بست رسیده‌اند.

گوش کردن جزئی از چهار مهارت اصلی ارتباطی است ( خواندن، نوشتن، صحبت کردن، گوش کردن) که سه مهارت اصلی را در دوران آموزشی خود در مدرسه و دانشگاه به ما آموزش داده‌شده است

اما در مورد مهارت چهارم که شنیدن است اهمیت اصلی خود را پیدا نکرده است

و این مهارت به ما آموخته نشده است به همین دلیل است که خطاهای شنیداری ما خیلی بیشتر و تأثیرگذارتر از سه مهارت دیگر است.

نزدیک کردن ادراک‌های مختلف از طریق مهارت شنیداری امکان‌پذیرتر از سایر مهارت‌هاست

به‌عبارت‌دیگر گفتگو و تماس مستقیم در حل مناقشات و فهم ادراک‌های گوناگون بسیار مؤثرتر از سایر مهارت‌ها مانند نوشتن است.

لذا افزایش مهارت گوش کردن برای ما در هر سن و سالی که هستیم بسیار حائز اهمیت است.

در ادامه چند راهکار برای بهبود گوش کردن صحیح اشاره خواهیم کرد.

 

عدم ادراک از طریق گوش کردن صحیح

با توجه به موارد گفته‌شده می‌خواهیم به عواملی اشاره‌کنیم که ادراک ما را دچار مشکل می‌کند.

یکی از این خطاها قضاوت، پیش از گوش کردن صحیح است.

چنانچه در ابتدا و یا میان صحبت‌های طرف مقابل ذهن ما درگیر قضاوت و پیش‌داوری گردد

نمی‌توانیم درست و صحیح به صحبت‌های طرف مقابل گوش کرده و ادراک مناسبی از خواسته‌های وی داشته باشیم.

این قضاوت می‌تواند مثبت و یا منفی باشد

به این‌گونه که قضاوت منفی مارا از ادامه گوش کردن منصرف و قضاوت مثبت مارا دچار توهم از تمایلات طرف مقابل می‌کند.

 

راهکارهایی برای گوش کردن

یکی از کارهای مناسب برای گوش کردن صحیح جلوگیری از قضاوت است

به این‌گونه که بدون هیچ نظر و پیش‌داوری نسبت به فرد، شنوای گفته‌های وی باشیم

و پس از اتمام حرف‌های طرف مقابل سعی درنتیجه گیری و تصمیم‌گیری کنیم.

توجه به محتوا نه طرز بیان می‌تواند در گوش کردن صحیح به ما کمک کند

چراکه در بسیاری از مواقع توجه ما از محتوای گفتگو به سمت نحوه بیان و شکل‌های کلامی مخاطب جلب شود که خود یکی از موانع فهم صحیح می‌شود

و می‌تواند ما را به سمت قضاوت نادرست از نتیجه گفتگو هدایت کند.

جلوگیر از حواس پرتی یکی دیگر از عواملی است که باید به آن توجه کرد

چراکه توجه نکردن به مخاطب علاوه بر ایجاد اختلال در درک متقابل احساس بدی را در مخاطب ایجاد می‌کند

و اگر در مذاکره‌ای در جلب توجه و اعتماد طرف مقابل دچار مشکل شویم دیگر دستیابی به نتیجه مورد نظر بسیار سخت و دشوار خواهد بود.

نکته برداری از صحبت‌ها می‌تواند کمک می‌کند تا علاوه بر خلاصه کردن و فراموش نکردن نکته‌های مطرح‌شده، حس اعتماد و توجه را در مذاکره ایجاد کند

و در صورت ایجاد چنین حسی است که می‌توان به یک مذاکره خوب امیدوار بود.

گهگاه با تکرار موارد گفته‌شده می‌توان به مخاطب اطمینان را داد که متوجه نیازها و خواسته‌هایش هستیم

و در این صورت است که مخاطب با خیالی آسوده می‌تواند خواسته‌های خود را مطرح

و ادراک دو طرف را به هم نزدیک کرد که تنها در این صورت می‌توان به توافق بیشتر رسید.

راهکارهای دیگری برای گوش کردن صحیح در مذاکره وجود دارد

که از طریق آن  می‌توان ادراک‌های طرف‌های مذاکره را به هم نزدیک کرد و به نتیجه خوب امیدوار بود

اما با عمل کردن به همین پنج مورد از راهکارها می‌توانیم نتایج بهتری را نسبت به قبل داشته باشیم.

 

 

ادراک چیست؟

ادراک چیست؟

ادراک یکی از مجموعه مهارت‌های فراشناختی که به‌منظور توانایی افراد در حل مسئله و یادگیری مورداستفاده قرار می‌گیرد موضوعی شده تا زمینه تبادل اطلاعات میان ما شکل بگیرد.

تعریفی که می‌توان از ادراک داشت عبارت‌اند از برداشت ما از واقعیتی که در پیرامون ما اتفاق می‌افتد.

به بیان ساده‌تر هر انسانی از وقایع و اتفاقات پیرامون خود برداشتی خاص و منحصربه‌فرد را دارد که می‌تواند به‌صورت اختصاصی آن را بیان کند.

برای روشن‌تر شدن موضوع شاید بتوان به داستان « پیل در خانه تاریک» حضرت مولانا اشاره‌ای داشت

که تعدادی از افراد در اتاقی تاریک هرکدام به قسمتی از فیل دست می‌زدند و برداشت‌های خود را این‌گونه بیان می‌کردند که شی حاضر ستون، بادبزن، ناودان و … است.

درواقع هرکدام قسمتی از فیل را از طریق حواس ۵ گانه خود درک کرده و آن را با توجه به اطلاعات و دانسته‌های قبلی خود منطبق و سپس ادراک خود را بیان می‌کردند.

این مثال در تمام دوران زندگی ما نیز اتفاق می‌افتد که به تفسیر به آن خواهیم پرداخت.

 

نحوه ادراک

همان‌طور که گفته شد ادراک از یک پدیده‌ای که در اطراف ما رخ می‌دهد شکل می‌گیرد

و از طریق یکی از حواس ۵گان وارد ذهن ما می‌شود.

در مرحله بعدی ذهن ما با عبور دادن اتفاق از فیلترهای خود ( قرار دادن شرح و تفسیر شخصی، مبتنی بر اطلاعات و دانسته‌های قبلی)

آن را مورد ارزیابی قرار می‌دهد و عملکرد و رفتار ما را در برابر آن اتفاق شکل می‌دهد.

ادراک چیست؟

گاهی اوقات تفاوت ادراکی افراد در یک‌زمان و مکان به‌خصوص رخ می‌دهد

مانند عکس بالا که هرکدام در یک زمان و مکان ادراک و فهمی متفاوت از یک اتفاق دارند

و گاهی نیز یک رویداد در طول زمان ادراک متفاوتی را ایجاد می‌کند

به‌عنوان‌مثال زمانی که در یک برنامه طنز قرار بگیرید ممکن است مجری برنامه از الفاظ و جک‌هایی استفاده کند

که اگر ما بعد از برنامه و در خیابان همان الفاظ را بشنویم رفتاری متفاوت از خود نشان دهیم.

و یا حتماً دوربین مخفی‌هایی را دیده‌اید که سوژه مورد نظر خود را به صورت فیزیکی مورد عنایت قرار می‌دهند

اما چون دوربین مخفی ست فرد سوژه شده تنها به عمل آن‌ها می‌خندد درحالی‌که در شرایط دیگر ممکن است اتفاق‌های دیگری روی دهد.

حال ممکن است سؤالی در اینجا مطرح شود که حال کدام‌یک از ادراک‌های مختلف درست است؟

در جواب باید گفت که همه ادراک‌ها به‌شرط اینکه عاملی برای صدمه دیدن سایرین نباشد درست است

چراکه برداشت‌ها شامل اطلاعات و دانسته‌هایی صورت می‌گیرد که ما در طی سالیان زندگی خود کسب کرده‌ایم.

البته این گفته دلیل بر این نیست که برای کامل کردن ادراک خود دست از تلاش و کوشش و مطالعه برداریم

چون با توجه به داستان زیبای حضرت مولانا می‌توان به راحتی فهمید که هرکدام از ما

به اندازه و ظرفیت خود از رویدادهای پیرامون خود برداشت می‌کنیم.

 

کاربردهای شناخت ادراک

یکی از مهم‌ترین مزایایی که می‌تواند به دلیل شناخت ادراک‌های مختلف توسط افراد مختلف نصیب ما شود،

جلوگیری از تعارض و مدیرت اختلاف‌نظر با دیگران است

چراکه بیشتر اختلاف‌نظرها و تعارض‌هایی که ما با اطرافیان خودداریم ناشی از ادراک‌های متفاوت ما از یک رویداد واحد است.

افلاطون در کتاب خود مثالی را از استادش سقراط آورده که :

« در یک اتاقی دو نفر حضور دارند یکی از آن‌ها سردش شده و دیگری احساس گرما می‌کند، حق با کدامشان است؟»

حالا فکر کنید در چنین شرایطی یکی از آن‌ها بخواهد بخاری روشن کند و یا فرد دیگر بخواهد پنجره را باز کند چه اتفاقی روی می‌دهد.

اگر ما در زندگی بتوانیم در شرایط مشابه نظرات دیگران را درک کنیم

و اختلاف‌های پیش‌آمده را ناشی از ادراک‌های متفاوت خود بدانیم آیا زندگی راحت‌تری را تجربه نخواهیم کرد؟

از دیگر مزایای که می‌تواند ناشی از شناخت ادراک‌های متفاوت باشد

این موضوع است که پس ادراک‌های من نیز می‌تواند کامل نباشد

و حتماً راهی بهتر برای تصمیم‌گیری و عمل وجود دارد.

این عامل که خود را به یک‌راه حل محدود نکنیم و به دنبال راه‌های دیگر باشیم

می‌تواند به ما در جهت درک ادراک‌های متفاوت کمک کند.